تبليغاتX
اردی بهشت - گشت و گذاری در فمینیسم

اردی بهشت

اردی بهشت یعنی بهترین راستی و پاکی

دیروز در کلاس دکتر نوربخش (جهانی شدن و فرهنگ) به موضوع بالا پرداختم . من خودم شخصا طرفدار این موضوع نیستم . چرا که معتقدم زنان باید خود را چنان نیرومند از هر لحاظ سازند که اصلا نیازی به این همه سر و صدا نباشد چرا که آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است.

فمینیسم را گاه به جنبشی سازمان یافته برای احقاق حقوق زنان معنا کرده اند، گاه نظریه ای دانسته اند که به برابری زن و مرد از جنبه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی معتقد است. واژه " فمینیست "  نخستین بار در سال 1871 در یک متن پزشکی به زبان فرانسه برای تشریح گونه ای وفقه در رشد اندامها و خصایص جنسی بیماران مردی که تصور میشد از خصوصیات زنانه بدن خود رنج می برند، نوشته شد. یک سال بعد نویسنده ای فرانسوی این واژه را در اشاره به زنانی به کار برد که مردانه رفتار می کردند. اصطلاح سیاسی این واژه نیز در ابتدا برای توضیح خصوصیت مردانه یافتن به کار رفت، سپس برای تمامی گروههای مرتبط با مساله حقوق زنان متداول شد و مورد استفاده قرار گرفت.

فمینیسم اندیشه ای نوبنیاد است و زمان، عنصر لازم و ضروری برای شناختن  هر چه بیشتر ماهیت این اندیشه است. هویت و ماهیت اندیشه ها هنگامی به خوبی شناسایی می شود و گستره و دامنه اشان برای اندیشمندان روشن می گردد که در بستر زمان به دقت مورد بررسی قرار گرفته و موشکافیهای عمیقی توسط اندیشمندان از آن صورت پذیرفته باشد. این در حالی است که فمینیسم با همه فراز و نشیبهایش  هنوز در ابتدای راه است و شناسایی دقیق آن نیازمند زمان است.

 

چهار دیدگاه در باب خاستگاه اندیشه فمینیستی

1- تاریخ فمینیسم مربوط به سپیده دم آگاهی بشر است. سوزان گریفیس در کتاب زنان و طبیعت و آندره میشل در کتاب فمینیسم به این دیدگاه گرایش دارند. آنان سعی می کنند فمینیسم را از زمان ما قبل تاریخ مورد مطالعه قرار دهند.

2- تاریخ فمینیسم به آغاز قرن 15 میلادی بر میگردد. این نوع نگاه در کتاب شهر بانوان نوشته کریستینا دو پیزان وجود دارد.

3- تاریخ فمینیسم به قرن 17 تعلق دارد. آفرابن تاثیر بسزایی در شکل گیری این نوع نگاه داشته است.

4- تاریخ فمینیسم به اواخر قرن 18- پس از انقلاب فرانسه – بر میگردد. مشهورترین دیدگاه، همین دیدگاه است. مری ولستون کرافت با نوشتن حقانیت حقوق زن شاخصترین فردی است که توانسته است در این دوران فمینیسم را مطرح کند.

پس از انقلاب فرانسه، فمینیسم دارای سه موج مهم بوده است:

 

موج اول

      سال 1830

 مری ولستون کرافت با نوشتن حقانیت حقوق زن موثر در این موج

جان استوارت میل و هری تیلور با نگارش کتاب انقیاد زنان تاثیرگذاران مهم بعدی

اندیشه حقوق لیبرال کلاسیک زمینه اصلی بروز این موج دیدگاهی که برخاسته از جان لاک

هدف اصلی این موج گسترش حقوق مدنی و سیاسی به ویژه اعطای حق رای به زنان

هدف فرعی دستیابی زنان به کار آموزشی، حق برابر با مردان برای طلاق، آموزش و کار، کنترل موالید،

در دهه 1920 رسیدن به هدف اصلی آغاز دوران وفقه فعالیت فمینیستها

علت مهار فمینیستها در این برهه: پیدایش جنبشهای اقتدار گرا مثل فاشیسم و نازیسم و جنگهای جهانی

 

موج دوم (رادیکال وافراطی)

دهه 1960

سیمون دوبوار با نوشتن کتاب جنس دوم(1949) و بتی فریدن با نگارش زن فریب خورده

از دیگر متفکران این موج کیت میلت نویسنده کتاب سیاست جنسی و آثار ویرجینیا وولف

وولف آغاز گر مطالعه فمینیستی بی وفقه ای درباره موانع و محدودیتهای روشمند تولید فرهنگی زنان بود

هدف اصلی و مهم فمینیستها در این موج " نجات زنان " بود .

صرف رهایی زنان از نابرابریها کافی نیست، بلکه باید زنان را از دست مردان نجات داد .

نجات زنان تنها از راه اصلاحات تدریجی امکان پذیر نیست، نیاز به فرایندی انقلابی و ریشه ای دارد .

موج دوم در نقد چگونگی بازنمایی زنان در فرهنگ عمومی و رسانه ای جمعی به شیوه ای جنسی و ناعادلانه

دیدگاههای مهم این موج: نقد دانش مردانه،نقد ساختارهای ائدیولوژیک ریشه دار "مردسالاری" "قرارداد اجتماعی" ، رد کلیت ازدواج، تاکید بر تجرد و حرفه اقتصادی

کفش بدون پاشنه، کت و شلوار زمخت، چهره بدون آرایش تیپ ظاهری زنان دهه 70 و افراط این موج

فمینسم در دهه های 60 و 70 در اوج خود به سر می بردند.

 

موج سوم (اعتدال)

اوایل دهه 1990

در اواخر قرن بیستم فمینیستها با مشکلات زیادی مواجه شدند و به سرازیری انحطاط افتاد

در دهه 1980 دولتهای تاچر و ریگان، مخالفت با این نهضت و خواستار اعاده ارزشهای خانوادگی

دراویل دهه 1990 فمینیستها نوعی فرآیند اعتدال را تجربه کردند.

اندیشه برخی از پسا مدرنها مانند میشل فوکو و ژاک دریدادر برانگیختن این موج تاثیر بسزایی

جین بتکه الشتین با نوشتن کتاب مرد عمومی، زن خصوصی سعی در تعدیل دیدگاههای افراطی

فمینیستهای موج سومی تاکید بر ظاهر زنانه و رفتار ظریف، احیای نقش مادری، ذفاع از خانواده فرزند محور

 

فمینیسم و انواع آن

فمینیسم لیبرال:

در آمریکا و انگلیس فعالیت می کند،

مشکل اصلی را در وضع اقتصادی ، نابرابری اقتصادی زنان و فرصتهای نابرابر جنسی می جوید.

مدعی هستند که تسلط مردان بر زنان در قانون نهادینه شده و موجب اخراج زنان از حوزه های مهم حیات اجتماعی  گشته است و در نهایت به دنبال ایجاد برابری میان زن و مرد .

 

فمینیسم رادیکال :

       پدرسالاری را دلیل انقیاد زنان می داند

تفاوت اساسی در علایق مردان و زنان را مورد تاکید قرار می دهند.

راه حل را در جدا سازی علایق زنان از علایق مردان می دانند .

پدر سالاری و سرکوب زنان مهم ترین شکل تاریخی تقسیم اجتماعی و سرکوب بوده است.

 

فمینیست مارکسیست

سرچشمه اصلی انقیاد را در نظام سرمایه داری جستجو می کند

سلطه مردان بر زنان یکی از مظاهر سلطه سرمایه بر کار در نظام سرمایه داری است.

معتقدند سلطه مردانه جزیی از نظام سرمایه داری است از این رو تغییر روابط سلطه آمیز جنسی تنها با پیروزی  سوسیالیسم ممکن خواهد شد.

 

امروزه در کانون مشاجرات بر سر معنای فمینیسم دو مفهوم اساسی "برابری" و "تفاوت" قرار دارند. فمیـنیسم لیبرال (آمریکایی- انگلیسی) از آرمان برابری مـیان زن و مرد دفاع مــی کـند، در حالیـکه فمـینـیسم رادیـکـال (اروپایی) بر حـق "متفاوت بودن" تاکید می گذارد.

فمینیستهای آمریکایی از تاکید بر تفاوت احتراز کرده و آن را مورد نقد قرار داده اند چرا که معتقدند چنین تاکیدی حاکی از نوعی" زیست شناسی گرایی" یعنی پذیرش تفاوتهای ذاتی است و با نژادگرایی نسبتی دارد.

به طور کلی نطریه پردازی فمینیستی از آغاز تا به امروز بر محور دو مفهوم " برابری " و " تفاوت" صورت گرفته است . رهایی زنان گاه در قالب حق برابر بودن و گاه در قالب حق متفاوت بودن تصور شده است و در برداشت اخیر است که سخن گفتن از فرهنگ زنانه معنی می یابد.

 

معرفی سیمون دو بو ار  (1908-1986)

سیمون لوسی ارنستین ماری برتراند دو بووار ، فیلسوف فمینیست، رمان نویس و نظریه پردازی است که سهم بسزایی در بسط و تبیین فمینیسم داشت. دوبووار در سال 1968 به عنوان مادر فمینیسم شناخته شد . معروفترین اثر وی جنس دوم نام دارد که در سال 1949 نگاشته شد. از نوشته های وی می توان به مهمان ، خون دیگران، همه می میرند، اخلاق ایهام، زن ویران، ماندارینها، مرگی بسیار آرام ، تصاویر زیبا ، زن وانهاده، کهنسالی . مراسم وداع اشاره کرد.

جنس دوم در سراسر دهه پنجاه، تنها کتابی از یک زن روشنفکر بود که تزویرهای ایدئولوژی پدر سالارانه را افشا می کرد. این کتاب بازتابی از اندیشه ابتدایی قرارداد اجتماعی روسو و اعلان تولد زن آزاد را در خود دارد. دوبووار به عنوان یک اگزیستانسیالیست بتور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به همین منوال استنباط می کند که یک انسان زن زاده نمی شود، بلکه تبدیل به زن می شود.

اعتقاد دوببوار بر این است که در طول تاریخ ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شده اند. او در کتاب معروفش استدلال می کند این طرز فکر جلوی پیشروی زنان را گرفته است. وی بر این عقیده است برای آنکه فمینیست بتواند به جلو حرکت کند باید این برداشت از بین برود. یکی از اندیشه های اصلی و ناب جنس دوم اسن است که زن بودن را امری روشن از فرهنگ و نه از طبیعت تعیین می کند. او در این کتاب صراحتا استدلال می کند که چیزی به عنوان طبیعت بشری وجود ندارد و مفاهیمی چون ذات زنانه، سرشت زنانه و سرنوشت زنانه بی بنیان و از ریشه مردود است.  یکی از جملات معروف سیمون در این باره : چه بدبختی است زن بودن، اما بدبختی بزرگ هنگامی است که انسان یک زن است و خود نمی داند که این یک بدبختی است.

 

فمینیسم اسلامی

در غرب فمینیسم به منزله جنبشی اجتماعی-سیاسی، و نیز نظریه های فمینیستی سابقه ای دیرین دارند؛ با وجود این در جامعه ما آگاهی های موجود درباره فمینیسم بسیار کم و اغلب با بد فهمی آمیخته اند. این جنبش در غرب سابقه ای دویست- سیصد ساله دارد. اولین آثار فمینیستی را زنان در دهه 1630 نوشتند. روشنفکران ما اساسا نسبت به جنبش فمینیستی و نظریه های آن بی اعتنا بوده اند . دلیل بارز این مدعا تعداد بسیار کم آثاری است که در این زمینه در ایران منتشر شده اند. تردیدی نیست که سلطه نگرش مردانه بر ذهنیت روشنفکران، خواه مرد یا زن ،از مهمترین دلایل این بی توجهی است.

در دهه های اخیر ، اصطلاح فمینیسم اسلامی به ادبیات فمینیستی راه یافته است. البته طرح مباحث فمینیستی در جهان اسلام ، از اواخر قرن 19 و در پی نفوذ فرهنگ مدرن در کشورهای اسلامی صورت گرفت. اواین اثر مکتوب و اثر گذار در این زمینه مربوط به واپسین سالهای قرن

19 است با عنوان تحریر المرآۀ که توسط قاسم امین نویسنده مصری به رشته تحریر درآمد. طرحخ مباحث زنان در ایران نیز به اوایل مشروطه باز می گردد، اما تبدیل مباحث زنان به یک جریان ممتاز که نگاه خود را لز اصلاحات موردی به گسترش برابری در عرصه های مختلف معطوف نموده و به نقد فذهنگ اسلامی از درون و بر اساس فرهنگ مدرن می پردازد، به دوران

اوج اسلام گرایی در خاورمیانه از یک سو و رواج دیدگاه اندیشه فمینیستی از سوی دیگر باز می گردد.

 

فمینیسم اسلامی برآیند فعالیت دو گروه است:

گروه اول: متشکل از افرادی است که توجه به اسلام را به عنوان سیاستی راهبردی برای توسعه مفاهیم فرهنگی غرب و مقابله با اصولگرایی در کشورعای اسلامی برگزیده اند. در جوامع اسلامی که ادبیات فمینیسم رادیکال و لیبرال به شکل عریان مقبولیت نمی یابد، به کار گرفتن ادبیات دینی در طرح دیدگاههای فمینیستی و اعمال تعدیل در این دیدگاهها ، تنها راه دفاع از آموزه های فمینیستی و ایجاد جنبشهای زنانه ای است که مقابله با اصولگرایی را اسلامی را در دستور کار خود قرارمی دهند.بسیاری از زنانی که در پی پیروزی انقلاب به عنوان طرفداران سلطنت از ایران خارج شدند، پس از چند سال به این نتیجه رسیدند که مقابله با نظام اسلامی راه حل سیاسی ندارد و باید به فعالیتهای فرهنگی دراز مدت دل بست. از این رو بسیاری از زنان به جای فعالیت در گروههای سیاسی به ایجاد تشکلهای زنان و شرکت در رشته های مطالعات زنان اقدام نمودند.

گروه دوم: دسته ای از روشنفکران مسلمانند که آشنایی با فرهنگ مدرن ، آنان را با چالشی اساسی در خصوص رابطه میان تجدد و سنت مواجه ساخته است. آنان از یک سو به دلیل داشتن پیوندی عاطفی با دین و از سوی دیگر به دلیل پذیرش بن مایه های فرهنگ مدرن به عنوان محصول عقل بشری ، اصلاحات در دین را با ترازوی فرهنگ مدرن ، ضروری می دانند. ورود این گروه در هسته مطالعات زنان ، ادبیاتی دردفاع اززنان ایجاد کرد که با انتقاد ازدیدگاههای تند فمینیستی برابری زن و مرد را از اهداف دین می شمرد و نابرابریها را در احکام شریعت یا ناشی از سیایت دین در اصلاحات مرحله ای می دانست که از زمان پیامبر (ص) با هدف حذف تدریجی تفاوتها آغاز و متاسفانه در نیمه راه متوقف ماند یا از نگاه مردسالارانه حاکم بر فقه می شمرد.

این گرایش شاخه ای از فمینیسم است که به تفسیر زن مدارانه اسلام می پردازد و از آنجا که دین را نافذ ترین رکن فرهنگ در کشورهای اسلامی می بیند و دستیابی به اهداف تساوی طلبانه در این کشورها را در گرو همسویی و همراهی با فرهنگ دینی می پندارد، ازاین رو آرمانهای خود را در حال و هوای مباحث دینی و از زاویه ای درون دینی پی می گیرد. هر چند اساس اندیشه و راهکار خود را برآمده از آموزه های دینی نمی داند.

اگر فمینیسم را نه صرفا دفاع از شخصیت و حقوق زنان بلکه نظریه ای بدانیم که برابری میان زنان و مردان را در عرصه های مختلف حیات بشری پی می گیرد، در این صورت ترکیب میان اسلام و فمینیسم پارادوکسی ایجاد می کند که جز تفسیر مجدد از اسلام  بر اساس آموزه های غربی و به قیمت تفسیر به رای متون دینی و تحریف در آن ، قابل رفع نیست.

 

 

منابع :

 

   1- مفاهیم و نظریه های فرهنگی، سید رضا صالحی امیری ،تهران ، ققنوس، 1386

   2- نظریه های فرهنگ در قرن بیستم ، حسین بشریه، تهران، موسسه فرهنگی آینده پویان

  3- جامعه شناسی زنان ، پاملا ابوت و کلر والاس، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران، نشر نی، 1380

  4- فمینیسم، سوزان آلیس واتکینس، ترجمه: زیبا جلالی نایینی، تهران، شیرازه، 1380

  5- فمینیسم و دیدگاهها مجموعه مقالات، شهلا اعزازی، تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

  6- جنبش زنان، آندره میشل، ترجمه : دکتر هما زنجانی زاده، مشهد، نشر نیکا

  7 – درآمدی بر نظریه های فرهنگی معاصر، آندرو میلز و جف براویت، ترجمه: جمال محمدی، ققنوس

8- جنبش حقوق زنان در ایران، الیز ساناساریان، ترجمه : نوشین احمدی خراسانی، نشر اختران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط اردی بهشت   |