ديشب يك فيلم زبان اصلي ديدم از اول تا آخر پر از ضرب المثل بنابراين بر آن شدم كه يك عدد كتاب ضرب المثل بيابم و بر مشكلاتم در اين زمينه غلبه كنم .با مشقت بسيار كتاب را پيدا كرده و خريده و به دنبال ضرب المثلها گشته در اين اثنا با مقادير بسياري ضرب المثل روبرو گشته كه اصلا نميدونستم يعني چي و حالا بايد دنبال كتاب يا آدمي بگردم كه كاربرد اين ضرب المثلها را به من بگويد .
اين ضرب المثلها براي اكثر ماها آشناست ،معادل انگليسيشم نوشتم كه آشنا تر بشه
آزموده را آزمودن خطاست An old fox needs to learn no craft
آشي است كه خودت پختيAs you bake, so shall you brew
پز عالي،جيب خاليGreat boast, little toast
نيكي و پرسش؟Need one ask to do a good act
پايان شب سيه سفيد است Every cloud has a silver lining
چهار ديواري اختياريAn Englishman’s home is his castle
طلا كه پاك است چه منتش به خاك استHe hold his head up
كنگر خورده لنگر انداختهA constant guest is never welcome
از كيسه خليفه مي بخشدHe cuts large slices of another man’s loaf
اين ضرب المثلها از نوعي بودند كه تا به حال به گوش من نخورده بود :
بخت كه برگردد، اسب توي طويله خر گردد
بخت چو برگردد ،پالوده دندان بشكند
آتش از چنار پوسيده بر آيد
خربزه مي خوري يا هندوانه؟؟ هردووانه!!!
