تبليغاتX
اردی بهشت

اردی بهشت

اردی بهشت یعنی بهترین راستی و پاکی

این مطلبی رو که میخونید نظر یکی از خوانندگان محترم اردی بهشت( دیدار)در مورد مطلب و پست قبلی من با عنوان"رکن چهارم دموکراسی" و از آنجایی که حاوی یک سری توضیحات بود این نظر رو بازگو می کنم با اینکه خودم چندان موافق نیستم ولی  اردی بهشت برای نظرات شما و مخصوصا شما ارزش زیادی قایل می باشد.

نظر شما خوانندگان محترم چیه؟ آیا این اتهامات وارده؟ آیا توقیف نشریه کار درستیه؟

فکر کنم همه دیگه بدونن چرا روزنامه ی شرق بسته شده . اگر هم کسی ندونه می تونه یک سری به خبرگزاری فارس به آدرس http://www.farsnews.ir/newstext.php?nn=8506210363  بزنه و خبری که در این مورد آمده ببینه. من قصد ندارم در اینجا مطلبی له و یا علیه روزنامه شرق و یا خط فکری و سیاسی اون بزنم. می خوام بگم که دلیل بسته شدن روزنامه شرق فقط به خاطر یک کاریکاتور نبوده – هر چند که کشیدن یک خر که دور سرش هاله ای از نوره (اشاره به قضیه ای که آقای احمدی نژاد در گفتگو با آقای مصباح در مورد صحبت در سازمان ملل گفته بود که هاله از نور من رو احاطه کرده بود) در یک صفحه شطرنج که در مقابلش یک اسبه که نمادی از طرف اروپایی در مذاکرات هسته ای است، توهینی کاملا واضح به رئیس جمهوره و صرفا همین یک کاریکاتور می تونه دلیل خیلی موثقی برای توقیف شرق باشه – این روزنامه تخلفات زیادی داشته و گاهی هم بسیار تند روانه در مورد مسائلی چون ولایت فقیه ، رابطه با آمریکا و اسرائیل ، بحث روابط اجتماعی خانم ها و آقایان ، به زیر سوال بردن برخی اعتقادات مذهبی از جمله شرب خمر و ... داشته و با وجود این که آقای مهدی رحمانیان مدیر مسئول و صاحب امتیاز شرق خودش اعتراف کرده – روز بعد از بسته شدن روزنامه ایشان به من زنگ زدن – و معتقد بوده که چندین بار تذکر شفاهی و کتبی گرفته باز هم توجهی نبوده و شرق به نوشتن برخی مطالب خودش ادامه میداده. راستش به نظر من شرق بهترین روزنامه کشور بود. بسیار شکیل پر محتوا و فنی . من خودم به عنوان کسی که در مطبوعات کار می کرده افتخار می کنم گاهی برای روزنامه شرق مطلب می نوشتم اما به هیچ وجه با تمام جهت گیری های سیاسی اون موافق نبودم و هرگز هم معتقد نیستم با بسته شدن شرق مثلا 100 نفر از اونها بیکار شدن اولا چون همه ی کسانی که الان تو شرق هستن چند تا روزنامه ی دیگه کار می کنن. دوما چند روز دیگه یک روزنامه دیگر با مدیر مسئولی آقای تقی پور و تمام اعضای روزنامه شرق به بازار می آد و سوما این که بسته شدن روزنامه ای که روزانه چند ده هزار تیراژ داشت و با صحبت هاش می تونست عده ای زیادی رو تحت تاثیر منفی بگذاره خیلی بهتره تا این که چند نفر صرفا یکی از منابع درآمدیشون کم بشه.

در آخر هم خیلی خوشحالم که این وبلاگ فضای باز و مناسبی رو برای ارائه آزاد نظرات  گذاشته بسیار متشکرم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط اردیبهشت  | 

روزنامه شرق پس از ۸۵۵ شماره به حکم هیات نظارت بر مطبوعات به محاق توقیف رفت و باز هم کاریکاتور بهانه ای شد برای بسته شدن یک روزنامه! به نظر شما تا کی باید تمساح و سوسک و ... موجی از تشویش و دلهره به راه بیندازد و صدها آدم را از نان خوردن بیندازد؟

و دگر بار می توان تراکم ابرهای تیره در آسمان اطلاع رسانی ایران را رصد کرد و باید دوباره قلم در نیام فرو برد و دم نزد و منتظر نشست... . در روزگاری که اطلاع رسانی در انحصار رسانه های دولتی است و اندک روزنامه های مستقل نیز تنها با روایت توقیف صفحات خود را سیاه می کنند یادآوری سخنهای استادهای علوم ارتباطات بسیار سخت حاصل می شود  آری گفته های افخمی ها و فرقانی ها و مهدیزاده ها و ... آنجایی که آنها مطبوعات را رکن چهارم دموکراسی می نامند و آنها را شاخص رشد مدنی یک جامعه معرفی می کنند.چه رکنی ؟ چه شاخصی ؟

به من ابلاغ شده که زیاد در این مورد مطلب ننویسم ولی اگه ادم حرف دلشو نزنه اصولا خنده داره ...

ولی یک نکته جالب دیگه هم بگم و اون اینه که خیلی ها رو دیدم که بعد از دیدن هر کاریکاتوری به دنبال پیدا کردن مصداقهای عینی برای آنها هستند حتی کاریکاتوری که که کلی بوده و هیچ شخصیت حقیقی را تصویر نکرده ولی اینقدر می گردند تا برای آن شخصیتهای کارتونی افراد حقیقی خصوصا در میان مسئولان مملکتی پیدا کنیم . این بیماری باعث می شود که مخاطب اصلا به معنای اصلی کاریکتور توجه نکرده و سراسر به دنبال پیدا کردن آدمهای ملموس باشند که خیلی هاشون ظرفیت بالایی برای پذیرفتن چنین مساله ای رو ندارند...

یاد یک کاریکاتور افتادم ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط اردیبهشت  | 

یک آلمانی خیلی راحت و بی تکلف در آرامگاه حافظ قدم می زنه و با خودش زیرلب حرف می زنه نمیدونم چی میگه ولی مطمئنم داره با حافظ صحبت می کنه! و آرام آرام به سمت مقبره در حرکت وقتی رسید کفشاشو در آورد و رفت نشست و باز به حرف زدن ادامه داد ...چقدر جالب یک شاعر میتونه همه آدما رو از سر تا سر دنیا به گرد خودش جمع کنه آدمها با زبانها و روحیات و فرهنگهای متفاوت ... یک آلمانی با حافظ صحبت می کنه و بر عکس یک ایرانی با گوته ...

تا به حال فکر کردید که چه عاملی باعث این وحدت میشه ؟! آدمها به راحتی می توانند با هم ارتباط بر قرار کنند جدای از تفاوتهای ظاهری که با هم دارند یا تفاوتهایی که در فرهنگ اونها وجود داره پس این جا باید به دنبال یک عامل مشترک گشت یک عاملی که ورای همه این تفاوتهاست عاملی که به تفاوتها رنگ یکرنگی میده ... به نظر شما این عامل مشترک چی می تونه باشه؟هان؟

خیلی جاتون خالی بود این چند روز مخصوصا شما! یکی از دوستای عزیزم برای ۴ روز به شیراز سفر کرد و وای که چقدر من و نرگس از این روزا خاطره داریم از باغ ارم,حافظیه,سعدیه و نارنجستان قوام و سرای گلشن و ... من خودم به تنهایی اهل بیرون رفتن و سیاحت و زیارت نیستم ولی این چند روز به همراه نرگس که بار اولش بود که به شیراز اومده بود حسابی گشتیم و گشتیم جاهایی رفتیم که روزی حافظ و سعدی اونجاها قدم زدن و شعر گفتن و بوستان و گلستان رو گلکاری کردند ...

راستی شما به خاطره نویسی علاقه دارید؟ مسلما هر آدمی می تونه خاطره هاشو حفظ و ظبط کنه تا هروقت که بخواد اونا رو یاد کنه ولی نه با کلید ماشین روی سنگ مقبره حافظ, با خودکار روی سنگ آرامگاه شیخ اجل سعدی,با خاکستر سیگار روی دیوارهای نارنجستان ... خیلی ناراحت کننده بود که این خراشها رو ببینی آخه چه دلیلی داره؟

تنها کاری که میتونستیم انجام بدیم زدن یک ایمیل به سازمان میراث فرهنگی بود و از مسئولان درخواست کردیم که در مکانهایی که بازدیدکننده داره مکانهایی فرهنگی و تاریخی مثل همین حافظیه و سعدیه و خیلی جاهای دیگه که حتما شماها رفتید و این یادگاری ها رو که هیچ سودی جز خرابی نداره رو حتما دیدید یک سری تابلو نصب کنند که فقط مخصوص خاطره نویسی این افراد معلوم الحال مجهول الهویه باشه شاید اینجوری دیگه شاهد این فجایع  نباشیم .

نیمه شعبان و تولد حضرت مهدی(عج) مبارک

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط اردیبهشت  | 

توني بلر نخست وزير انگلستانهري پاتر پسر جادويي رمان جي. كي .رولينگ

حتما با توجه به عنوان مطلب در پی رابطه بین پسر جادویی رمان رولینگ و نخست وزیر انگلستان هستید باید خدمت شما دوستان گرامی عرض کنم که بر پایه یک نظرسنجی آنلاین آمریکاییها هری پاتر  را بیشتر از تونی بلر می شناسد .بر پایه گزارش خبری بی.بی.سی از تعداد ۱۲۱۳ نفر آمریکایی شرکت کننده در یک نظرسنجی که توسط موسسه بین المللی زاگبی صورت گرفت ۵۷ درصد هری رو به یاد   می آورند در حالی که وقتی از آنها درباره تونی بلر نخست وزیر انگلستان سوال شد تنها ۴۹ درصد او را به خاطر آوردند.

جالبه که هدف این نظرسنجی رو هم بدونید که هدف از برگزاری این بوده که نشان دهند آمریکاییها بیشتر به هنرهای مردمی توجه دارند و اطلاعات عمومی شان چندان بالا نیست و بیشتر اهل هنر هستند تا سیاست و جنگ و ... .پروفسور رابرت تامسون در این مورد گفت:"این نکته نمی تواند دلیلی برای حماقت آمریکاییها باشد اما نشان می دهد که فرهنگ عامه پسند چقدر روی ذهنشان تاثیر دارد."

بر پایه این گزارش مردم آمریکا فیلم کارتونی "خانواده سیمسون را بیشتر از ادبیان کلاسیک              می شناسند و سیاره موطن سوپرمن برایشان از سیاره های منظومه شمسی آشناتر است .

۶ نفر از ۱۰ آمریکایی می دانند که پسر "خانواده سیمسون "بارت   (baret)    است اما فقط ۲ نفر از ۱۰ نفر در جواب به اینکه متون حماسی هومر را به یاد می آورند نام "ایلیاد و ادیسه " را به خاطر آوردندو اینکه  ۶۰ درصد این نمونه آماری به یاد داشتند که سیاره محل زندگی سوپرمن "گراتبون " نام دارد در حالی که فقط ۳۷ درصدشان می دانستند که زهره نزدیکترین سیاره به خورشید است.۷۴ درصد از شرکت کنندگان موسسه زاگبی نام بازیگران "سه کله پوک" لاری و کورلی و مئو را می دانستند اما فقط ۴۲ درصدشان نام سه قوه حکومت آمریکا را به یاد داشتند.

از دید ارتباطات یکی از راههای دستیابی به افکار و عقاید عموم استفاده از نظرسنجی از طریق ابزارها و تکنیکهای گوناگون مثل استفاده از پرسشنامه و مصاحبه و... است .این مطلبو که داشتم می نوشتم به یاد پروژه تحقیقاتی خودم که نظرسنجی  از طریق پرسشنامه در مورد"علل گرایش جوانان به تناسب اندام "بود افتادم با اینکه این کار به سختکوشی زیادی احتیاج داره ولی از نظر مالی برای پژوهشگران مفید و یکی از سازمانهایی که تحقیقاتی از این دست در برنامه کاریشون فراوون سازمان ملی جوانان است .برای تبدیل شدن به یک پژوهشگر تحقیقاتی لزوم دانستن نکات روش تحقیق و یک سری برنامه های آماری و نرم افزارهای آماری مثل      Spss      که برای تجزیه و تحلیل داده های تخقیق استفاده میشه ضروریه .با اینکه این کار تحقیقی سختی های زیادی به همراه داشت ولی با سختگیری های استاد ذکایی گرامی که مدیرگروه مطالعات فرهنگی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی هستند باعث شد که من لااقل با Spss آشنابشم که در آینده خیلی بهم کمک می کنه .اگه شما هم به کارهای تحقیقاتی علاقه دارید با این نرم افزار که کتاب و سی دی های اون در دسترس هست آشنا شوید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط اردیبهشت  | 

guerilla marketing

بازاريابي چريكي

 

 تبلیغات هر چند فقط بخشي از عرصه ارتباطات را شامل مي شود ، اما امروزه آنچنان وسعتي يافته که نه تنها بخش قابل ملاحظه اي از پيام هاي وسايل ارتباط جمعي را به خود اختصاص داده ، بلکه ظرف هاي تازه اي نيز براي انتقال پيام و ارتباط با مخاطب يافته و با به خدمت گرقتن انواع نشر ، سازه هاي شهري ، وسايل مورد استفاده عامه ، تمامي رسانه هاي الکترونيک و سنتي و حتي وسايل شخصي انسانها سهم بزرگي از ذهن مخاطبان را به خود مشغول داشته است.

بحث تبلیغات چریکی  که امروزه  در دنیا رواج بسیاری دارد در ایران ما هنوز تازه است یا فقط در محفلها و حلقه های محدودی مطرح است در حالی که می تواند به عنوان بخشی از معماری و مبلمان شهری جایگاه خاصی در شهرهای ما داشته باشد.در مورد تبلیغات چریکی باید گفت که نوعی از تبلیغات است که در آن مخاطب متوجه تبلیغ شدن نمی شود با این حال تبلیغ چریکی مخفیانه و غیرمستقیم نیست بلکه کاملا علنی است .

می توان مقابل این نوع تبلیغ از تبلیغ متعارف صحبت کرد.در تبلیغات متعارف صحبت بر سر تبلیغ مکتوب یا تصویری است تبلیغ مالوف در روزنامه,رادیو ,تلویزیون و یا در بیلبورد و اینترنت.وقتی تبلیغ از قالبها و محدوده های متعارف خارج شود می شود تبلیغات چریکی.وقتی از حوزه متعارف به نامتعارف وارد       می شویم وسعت عجیبی پیدا می شود وسعتی در حد خلاقیت هنرمند,خلاقیت در نامتعارف بودن.

شاید با خود بگویید که اصولا خلاقیت باید در هر تبلیغی نمود داشته باشد تا اثرگذاری و نفوذ خوبی بر ذهن مخاطب هدف داشته باشد,درست است خلاقیت رکن مهمی در تبلیغات است ولی در تبلیغ متعارف شما یک محدوده های تعریف شده و مشخصی دارید ولی وقتی این چارچوبها کنار گذاشته می شوند تنها سقفی که باقی می ماند سقف خلاقیت است و بس!

این صحبتها برگرفته از نظرات آقای "علی امک چی" دانش آموخته تبلیغات است در مورد تبلیغات چریکی,تبلیغاتی که رکن اساسی آن نامتعارف بودن است مثل تبلیغ لباس جین با استفاده از داربستی در یک محیط عمومی که پیچ و بستهای آن را لباس و پارچه جین تشکیل می دهد یا تبلیغ باطری در کف پای پله برقی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط اردیبهشت  |